خرید بک لینک
بالاخره متوجه رابطه ای که شکل گرفته بود شد و  ناراحت وعصبانی شد.مثل همیشه دیدن ناراحتیش واقعا ناراحتم کرد ودلم نمیخواد ناراحت ببینمش ولی یه جور ایی بدنشد... به هرحال اگرچه رابطه پیامک بود ولی یه تلنگر بود که من هم میتونم وچقد بده حال طرفت روبد کنی.هیچ توجیهی نداره هرکاری بدون اطلاع طرف مقابل بد هست وهیچکس توصیه نمیکنه.من هم پاک منزه نیستم.انسانم حواسم بود که کاربیشرمانه ای نکنم.اما در بطن این کار شرمندگی وجود داره درهرصورت صورت حتی بدون خطا. آبی که راکد بمونه گند میزنه. + نوشته شده در  چهارشنبه چهارم فروردین ۱۴۰۰ساعت 12:8&nbsp توسط -  | 

برچسب: نویسنده: مانی کاظمی تاريخ: شنبه 11 تير 1401 ساعت: 0:14

احساس افسردگی دارم دوباره.من اینجا چیکار میکنم؟ خدایا یعنی حق من این بود؟ بیشترین تلاش و کردم.دلم گرفته.میخام برم که نباشم.خستم از همه ی ناراحتی های که تنهایی کشیدم تک تک موهایی که به آرزونی سفید شد.جوونیهای نکرده.احساس خلایی که هیچوقت پر نشد.اشکایی که عزیز بودن و آدمای بی ارزش سرازیرش کردن...همدمی که هیچوقت نیومد هیچوقت نبود.... + نوشته شده در  سه شنبه یازدهم خرداد ۱۴۰۰ساعت 21:7&nbsp توسط -  | 

برچسب: نویسنده: مانی کاظمی تاريخ: شنبه 11 تير 1401 ساعت: 0:14

الان درمانگاه و.مث خر دارم کار میکنم.چند روزه به شدت دلم همزبون وفریادرسی میخواد توجهی کنه دلداری بده.ولی امان از بی کسی......امان و صد امان.....

آرزو دارم باهام صحبتی بشه.خدایا میزارم به حسابت.اینطور بنده ت رو قوی میکنی؟؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه دوم بهمن ۱۴۰۰ساعت 11:18&nbsp توسط -  | 

برچسب: نویسنده: مانی کاظمی تاريخ: شنبه 11 تير 1401 ساعت: 0:14

صفحه بندی